احمد على سپهر ( مورخ الدوله )

109

ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )

2 - تقريبا در همين تاريخ الوار طوايف سگوند - بيرانوند - ديريك وند در خفا بر عليه ژاندارمرى متحد گشته و دفعة با لباس مبدل به شكل كسبه طبق بسر دوره كرد يا به لباس ژاندارم در تمام راه بين خرم‌آباد و بروجرد شبانه از كوه‌ها بالا رفته و اغلب در پناه تخته سنگها خودشانرا مخفى و صبح زود به تمام پستها حمله و آنهائى كه به لباس كسبه بودند درب برج‌هاى ژاندارم براى فروش امتعه خود طبق‌ها را زمين گذاشته و همين كه ژاندارمهاى برج‌ها مشغول انتخاب و خريد اجناس ميشوند آنهائيكه در پناه تخت‌سنگها مخفى بودند با اسلحه به ژاندارمها حمله و داخل برجها ميشوند . شورش آنها عمومى و تنگ از نارا متصرف نظام - السلطنه والى را محصور و به بروجرد هم حمله نمودند در اين غافلگيرى چند نفر افسر من‌جمله كارلسون سويدى و عده زيادى ژاندارم كشته ميشوند ولى ژاندارمهاى مركز هنگ بروجرد با همراهى رؤساى طوايفى كه مطيع مانده بودند حملات الوار را دفع و والى را از محاصره خارج و پستهاى آنراه را از تصرف الوار در ميآورند . ماژر اعتماد مقدم پس از دريافت نشان « صليب آهن » آلمان و « هلال‌احمر » و « لياقت » عثمانى بر اثر فشار متفقين دولت سوئد تقاضاى فسخ كنترات ژنرال يالمارسن و نه نفر افسران عالى درجه را كه بمرخصى ششماهه رفته بودند نموده و دولت ايران هم قبول نمود ماژر پراويتز هم كمى بعد خود بكنتراتش خاتمه داد . در نتيجهء وقايعى كه بعد از 15 نوامبر 1915 ( 7 محرم 1334 ) يعنى مهاجرت پيش آمد روابط بين واحدهاى ژاندارمرى ولايات با اداره مركزى قطع و بجز ژاندارمرى تبريز ساير قسمتهاى خارج از مركز اوامر كفيل اداره ژاندارمرى را اطاعت نكرده و حادثه 21 دسامبر 1915 در رباطكريم كه منتهى به از ميان رفتن گروهان ژاندارم آنجا گرديد وضعيت را بقدرى سخت نمود كه در 29 دسامبر 1915 كلنل ادوال كفيل آن اداره بجرم تمايلات علنى ژرمانوفيلى منفصل گرديد . در اين تاريخ از عده موجوده قبل از نوامبر 1915 ( 10000 نفر